کتاب و سرشکستگی

کتاب و سرشکستگی؟! مگر می شود؟ بله. شاید. شاید گاهی خواندن کتابی موجب سرشگستگی شود! چگونه؟ الآن عرض می کنم. پیش نوشت: چندین روز بود که به نازنین لپتاپم دسترسی نداشتم و این مسئله دو جنبه مثبت و منفی در پی داشت. جنبه منفی؛ روزهای اولِ جدایی، همچون شخصی که چیزی گم کرده باشد در […]

خوشحال شدن به معنای خداحافظی نیست!

سلام، خوبی؟ چطوری؟ احوال شما؟ چه خبر؟ خانوداه خوبن؟… را تقریبا همه ما ایرانی ها می شناسیم و گاهی ناچاریم تمامی این سوالات را به صورت پی در پی و اصطلاحا رگباری پاسخگو باشیم و بعد عینا آن را از پرسشگر بپرسیم. گاهی هم یکی درمیان به صورت پرسش و پاسخ رد و بدل می […]

اندر احوالات من و که ؟ ! .  

حرف ربط “که” را خیلی دوست دارم. بقدری که هروز به آن فکر می کنم هر زمان که می نویسم محال است که به “که” فکر نکنم، چونکه در نوشتن خیلی به او وابسته ام. بطوریکه پس از پایان هر مطلبی که می نویسم ناچارم برگردم و “که” های متنم را ویرایش(و البته کمتر) کنم. […]