یک شب تا صبح با کاروان

بی آنکه از جاده ابریشم گذشته باشم و یا خاور تا باختری را پیموده باشم، شبی که گذشت را تا بامداد امروز، با کاروان سر کرده ام. البته منظورم از کاروان سروده زیبایی از رهی معیریست که غلامحسین بنان با صدای دلنشینش به زیباییِ آن افزوده است و من نمی دانم تا بدین لحظه چندبار به صدای این کاروان گوش سپرده ام و با آن حرکت کرده ام. با این حال اگرچه همسفر شدنم با کاروانِ شب گذشته در سکون شکل گرفت ولی گویی ذهنم سوار بر زیباترین کجاوه ها به وادی آرامش سفر می کرد.

فکر می کنم برای اکثر ما آرامشی در برخی از ترانه ها، آوازها و آهنگ ها وجود دارد که با شنیدنشان عمیقا از دنیا کنده می شویم و به دنیای خیال سفر می کنیم. به طوری که با شنیدن کاروان از بنان، برای لحظاتی خودم را در کاروانی بیابانگرد و سوار بر شتری با گام های آهسته و مطمئن تصور کردم و با صدای بم زنگ اشتران، راه خیال می پیمودم.

گاهی ساعت ها و یا روزهای پی در پی می توان به یک موسیقی شنیدنی که ممکن است برایمان تازگی داشته یا نداشته باشد، گوش و دل بسپاریم، تا زمانی که از آن خسته شویم و یا نشویم. البته این موقعیت برای بندتنبانی ترین آهنگ های امروزی هم پیش می آید ولی فکر می کنم یک تفاوت اساسی میان آثار بزرگان موسیقی و بندتنبانی ها وجود دارد و آن این است که گرد و غبار زمان، موجب از یاد بردن موسیقی شنیدنیِ بزرگان نمی شود و هر چند سال که بگذرد همچون شی ای عتیقه بر ارزشش افزوده می شود حال آنکه بندتنبانی ها نهایتا یک سال رنگ و بوی اولیه را دارند و پس از آن زیر غبار فراموشی مدفون می شوند.

صدای بنان که اکثرا او را با “الهه ناز و ای ایران” می شناسند، همیشه برایم چیزی متفاوت و بخصوص دارد که فکر می کنم او را از سایر خوانندگان ارزشمند موسیقی سنتی ایرانی متمایز کرده است مثلا یک آرامش و بی هیایوییِ ممتد را از ابتدا تا انتهای موسیقی اش به منِ شنونده القا می کند. فرهاد فخرالدینی در مصاحبه ای این ویژگی بنان را به صورت تخصصی توضیح داده است و کار بنده ی آماتورِ مصرف کننده را راحت کرده است. او می گوید: بنان هیچ وقت دوست نداشت که روی حنجره خود فشار بیاورد(ادامه مصاحبه).

به گوشم رسیده است که چند نفر دیگر این شعر را خوانده اند ولی هیچ کدامشان را دوست نداشته و ندارم بشنوم و می خواهم تنها به صدای بنان وفادار بمانم و به قول فریدون مشیری:  دل به آواز بنان بسپار کز کار جهان ……. نیست خوش تر هیچ کار از یاد یار مهربان. شعر کامل فریدون مشیری نیز اینجاست و دو واژه ابتدایش یعنی جویبار نغمه، عنوان کتابیست که درباره زندگی بنان است و در همین لینک، توضیحات کتاب وجود دارد.

پی نوشت: در نظر من آهنگ، ادوات موسیقی، صدای خواننده فارغ از آنکه چه می گوید و محتوای سروده، چهار مقوله جدا برای شنیدن هستند که هرکدام می توانند جذابیت خاص خود را داشته باشند و من در اینجا مجذوب آهنگ ترانه، محتوای عنوان و صدای بنان شده ام.

و این هم ترانه و متن کاروان که همزمان با شنیدن آن را نگاشتم:

همه شب نالم چون نی، که غمی دارم

دل و جان بردی، اما نشدی یارم

با ما بودی، بی ما رفتی

چو بوی گل به کجا رفتی

تنها ماندم، تنها رفتی

چو کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود

دور از یارم، خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسیر عشقم چنانکه دانی

رهایی از غم نمی توانم

تو چاره ای کن، که می توانی

گر ز دل برآرم آهی، آتش از دلم خیزد

چون ستاره از مژگانم، اشک آتشین ریزد

چون کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود

دور از یارم، خون می بارم

نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم

ای شادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی

از محفل ما، چون دل ما، سوی کجا رفتی

تنها ماندم، تنها رفتی
چو بوی گل به کجا رفتی

به کجایی غمگسار من
فغان زار من بشنو
باز آ باز آ

از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو
باز آ، باز آ سوی رهی

چون روشنی از دیده ی ما رفتی
با قافله ی باد صبا رفتی

تنها ماندم
تنها رفتی

5+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

6 دیدگاه برای “یک شب تا صبح با کاروان

  1. سلام شیرینِ جان
    دلم برات تنگ شده.
    اصلا از وقتی عکسم رو دیدی خیلی بی‌مهر شدی، حتما نپسندیدی. : (
    در میدان زندگی به یادت هستم.
    پی‌نوشت: آهنگتم امروز بیش از ده بار گوش دادم، من هم از اینا هستم که انقدر یه آهنگ رو گوش می‌دهم که دیگر ظرف وجودم پر شود و به سراغ آهنگ بعدی بروم.( تو بخوان: انقدر گوش میدم که حالم ازش به هم بخوره : D)

    0
    1. ای وای لیلا امان از دست تو D :
      دوست جانم می دونستی هر بار که به ایملم سر میزنم دنبال اسمت می گردم به امید پیغامی یا خبری از تو برای خودم.
      چهره دلنشینت از خاطرم محو نمیشه دوست زیبای من. خیلی حس خوبی دارم که به یادم هستی، اصلا یه شاعر و خواننده دیگه داریم که میگن: لیلا وفای تو رو گردوم… 🙂
      شاد باشی عزیزم

      0
      1. شیرین
        می‌دونستی گاهی آدم‌ها در حلقه‌ی انتظار گیر میفتن؟
        من منتظر خبری از تو و تو منتظر خبری از من.
        اینو گفتم که خودت ایمیل بزنی و لطفا برعکس اون پیام‌های اسپم، بشکن این زنجیره رو ; ) .
        امیدوارم زندگی کسی دچار نفرین حلقه‌ی انتظار نشه.

        2+

        کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

        • avatar
        1. آه لیلا لیلا لیلا. نمی دونستم ولی الان که می بینم انگار دفعات متعددی تجربش کردم و فکر می کنم برای همین میشه که به قول شاعر آخرش میشه تنها ماندم تنها رفتی!
          coming soon جزییات در ایمیل …

          0
    1. وای بر من. امیدوارم غمگینتون نکرده باشم و یا حداقل سهم آرامشش بیشتر بوده باشه براتون.
      من از بین کارهای بنان، این حس شما رو با آهنگ آمد اما آن نوازش ها … تجربه میکنم. البته الان بیش از سه سال هست گوشش ندادم و نمیدونم هنوز این حسه وجود داره یا نه 🙂
      امیدوارم هر لحظه شاد باشین دوست خوبم

      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *