دستاوردهای شیرین سنت خانه تکانی

دستاوردهای شیرین خانه تکانی

چند سالی می شود که از خانه تکانی خانه ی پدر و مادری فراری ام و معمولا تا روز ملی شدن صنعت نفت، از حضور خودم در خانه، رونمایی نمی کنم تا بدین وسیله بی خاصیتی ام را بیش از پیش اثبات کنم. و مطمئن شوم همه ی کارهای خانه تمام شده اند.

اگر هم بر حسب اتفاق گیر بیفتم، تخصصم حذف ضایعات و دور ریختن اشیای اضافه است-البته معمولا به عقیده ی من اضافه اند- برای همین چندان هم از نظر مادر، مفید واقع نمی شوم چرا که پنداری جگرگوشه هایش را به زور ستانده و قلع و قمع می کنم:)

یکی دیگر از تخصص ها و علایقم نیز شستن سرامیک های سفیدرنگ است به طوری که می دانم اگر در بخش خدمات نظافت منزل شاغل بودم استعداد قابل توجهی در این زمینه از خود بروز می دادم.

القصه؛

چند روز پیش بر حسب اتفاق خواسته یا ناخواسته در حین اجرای این سنت خانوادگی گیر افتادم و در حالیکه مشغول مرتب کردن نقطه های کور انبار خرت و پرت ها بودم با یک پاکت عکس مواجه شدم. دستم را درون پاکت کردم و در کمال ناباوری سه عکس از دوران کودکی ام را از آنجا بیرون آوردم.

چند حس متوالی از جمله شگفتی، شادی، ذوقمرگی، دلتنگی، ناراحتی و … تمام وجودم را به رگبار بست. نمی دانستم به کدام حس دل بسپارم و کدام ها را سرکوب کنم.

می توانستم ساعت ها کودکی را که در عکس ها لبخند می زد تماشا کنم و به این فکر کنم که اکنون دیگر آن روزها و آن کودک وجود ندارد. می توانستم دلتنگ عروسک و کفش ورنی قرمز رنگی که غالبا یک جفتش را داشتم بشوم. می توانستم مرثیه ای در وصف قافله ی عمر بسرایم و یا حسرت هایی از این قبیل.

به هر روی با اینکه گاهی معتقدم خاطره غمیست عمیق، و دیگر وجود خارجی ندارد ولی ترجیح دادم آن عکس ها را با اعضای خانواده و دوستانی به اشتراک بگذارم و چند قربان صدقه ی جانانه ی زورکی و غیرزورکی تحویل بگیرم و کاری کنم که دلمان برای دیدن همدیگر پر بکشد.

باری؛ جدیدا فکر می کنم تماشای دسته جمعیِ آلبوم عکس های قدیمی، پیوند و محبت خانوادگی، از نوع قدیمی اش را برای مدتی، تمدید و تشدید می کند. گاهی بد نیست عکس دسته جمعی بگیریم، آنها را چاپ کنیم و بعدها در آلبوم تماشایشان کنیم تا برای روزی، فارغ از آن همه حس های کمی تلخ و حسرت گونه، منتظر شکفتن گل محبت از میان آن عکس ها بمانیم.

پی نوشت: عکس ها کمی کثیف و خش دار شده اند و فقط پشت یکی از آنها تاریخش درج شده است. ۲۲/ ۱۱/ ۷۱:)

2 دیدگاه برای “دستاوردهای شیرین خانه تکانی

  1. چه ناز و شیرین! شیرین جان پایان نامه من موضوعش این بود: خانه لباسی بر تن خانواده و در یکی از منابع اصلیی که مطالعه میکردم گرفتن و تماشای عکسهای خانوادگی یکی از توصیه های مشخص بود… خلاصه کشفت علمیه خیالت تخت!

    1. ممنونم نجمه جان و متشکرم بابت کامنت خوبت، خیالم راحت شد که غلط غولوط فکر نکردم:)
      عنوان پایان نامت خیلی برام جذابه و فکر می کنم چون با انسان سر و کار داشته موضوع دشواری بوده، خداقوت میگم.
      هر جا هستی شاد باشی دوست گلم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *