روز جهانی زن

این کارها مردانه نیست

به بهانه ی آن ۳۶۴ روزی که در تقویم، روز زن، بزرگ داشته نمی شود، گلایه می کنم از مردان و حتی زنانی که پیش پا افتاده ترین سلایق، رفتارها و سبک زندگی “یک فرد را، همچون توالت های عمومی کشورمان، به دو شق زنانه و مردانه تقسیم می کنند.

این هم مواردی مختصر از فهرست بلندبالای گلایه های من، که بارها آنها را- فارغ از اینکه مخاطبش خودم یا زن دیگری بوده- شنیده و رنجیده ام.

– شخصیتش مردونست چون سیگار می کشه.

– شخصیتش مردونست چون سودای مدیریت تو سرشه.

– شخصیتش مردونست چون از فلان پسر خواستگاری کرده.

– شخصیتش مردونست چون رزمی کاره یا فوتبال دوست داره.

– شخصیتش مردونست چون اکثرا موهاشو کوتاه نگه می داره.

– شخصیتش مردونست چون فیلم های جنگی و اکشن دوست داره.

– شخصیتش مردونست چون کله پاچه و آبگوشت و پیاز دوست داره.

– شخصیتش مردونست چون میگه تا x سالگی به ازدواج فکر هم نمی کنم.

– شخصیتش مردونست چون ظرفیتش برای شوخی بالاست و ناراحت نمیشه.

– شخصیتش مردونست چون ساده لوحی بعضی زنان رو به تندی نقد می کنه.

– شخصیتش مردونست چون رشته های مورد علاقش برق و مکانیک و عمرانه.

– شخصیتش مردونست چون بعد از شکست عاطفی سعی می کنه سریع خودش رو جمع کنه.

– شخصیتش مردونست چون با وجود این همه ابهام درونی و بیرونی، راضی به تولید مثل نیست.

– شخصیتش مردونست چون سعی می کنه موقع قضاوت، احساسات رو دخیل نکنه و منطقی باشه.

– شخصیتش مردونست چون استقلال رو دوست داره و بدون تکیه به کسی از عهده ی زندگیش بر میاد.

– شخصیتش مردونست چون موسیقی رپ و راک و متال و با کوچه بازاری و سنتی به یه اندازه گوش داده.

– شخصیتش مردونست چون سوالا و دغدغه های ذهنیش صرفا درباره طلا جواهر و خانواده و فک و فامیل همسر نیست.

– شخصیتش مردونست چون ساعت های زیادی رو می تونه جدی کار کنه و یا برنامه هایی برای-توسعه فردی- خودِ خودش داشته باشه.

وَ وَ وَ.

نمی دانم! شاید واقعا من در اشتباه باشم و این کارها مردانه باشند. چنانچه در اشتباه باشم، امیدوارم به راه درستی که زن یا مرد بودن در آن اهمیتی نداشته باشد، هدایت بشوم. آمین

در آخر شعر زیبایی از والت ویتمن رو با خوانش خودم، ضمیمه ی این گلایه می کنم.

“نغمه ی یک تن را می سرایم”

نغمه ی يك تن را مي سرايم، نغمه يك فرد ساده ی جدا افتاده،

با اين همه كلمه ی دموكراتيك و كلمه ی همگي را بر زبان مي آورم.

درباره ی سر تا پاي كالبد آدمي نغمه سر مي دهم،

صورت ظاهر و مغز بشري هيچ يك به تنهايي شايسته ی الهه ی الهام نيست،

تمام وجود آدمي بسي شايسته تر است،

من درباره ی زن و مرد يكسان مي سرايم.

درباره ی زندگي كه از شور و تپش و نيرو عظمت يافته مي سرايم،

شادمانه، از براي آزادترين چيزي كه براساس قوانين آسماني، شكل بسته مي سرايم،

سرود انسان نو را مي سرايم.

***گزیده ی اشعار والت ویتمن، دکتر سیروس پرهام، انتشارات مروارید

***آهنگ بک گراند: Un piano sur la mer از Andre Gagnon

5 دیدگاه برای “این کارها مردانه نیست

  1. سلام شیرین جان
    این مطلبت خیلی برام خوشایند بود چون با این تعاریف و جمله ها من خودم یه پا مرد حساب می شم!
    راستش من تا حد خیلی زیادی نگاه مردانه و زنانه دارم و انسان بودن برام مهمه و به همین دلیل احتمالاً هم جز کسانی هستم که بخاطر استقلال در کارها و تصمیم هام و برنامه های زندگیم، از نگاه دیگران مردانه به نظر می رسم هر چند که خودم می دونم که به اندازه کافی و لازم می توانم زنانگیم رو هم داشته باشم.
    به هر حال از اینکه بیشتر کارهای ظاهراً مردانه را خودم انجام می دهم خوشحالم و حس خوبی دارم. چون اینقدر زمان محدوده که نمی تونم برای هر چیزی و هر کاری منتظر یه پایه درست و حسابی اون هم مردانه باقی بمانم. حالا دیگه برداشت دیگران برای خودشون محترم باقی می مونه.
    روزهات خوش

    1. سلام سارا جان از اونجایی که یه کمی هم شخصیت ذوقمرگی و هیجان زده ای دارم بزار این پیش نوشت کمی نامربوط رو برات بنویسم 😀
      دیروز کلی پرکار بودم و آخر شب خیلی خسته بودم ولی مطابق معمول اومدم از خوندن وبلاگ دوستان فیض ببرم. در حالیکه زیر اون یکی میزم(از این میز تحریرای زمینی) دراز کشیده بودم و داشتم پستی که درباره شادی گذاشته بودی رو می خوندم، از خستگی خوابم برد(البته بعد از اینکه کامل خوندمش). صبح که بیدار شدم دیدم هنوز صفحه ی اون پست خوبت روبروم بازه! خندم گرفته بود:)
      درباره این حرفت که میگی”خودم می دونم که به اندازه کافی و لازم می توانم زنانگیم رو هم داشته باشم.” کاملا باهات موافقم و احتمالا از اونجایی که دلیلی نمی بینیم هرجا ارائش بدیم مورد اینگونه اتهامات قرار می گیریم. حالا این بماند، یه اتهام دیگه که به من و احتمالا امثال من، روا داشته شده اینه که میگن شخصیتش دختر بچست، دلش خوشه و درکی از زندگی نداره، فانتزیه، خل و دیوونست، همش سرش به کارتون و بازی گرمه و … !
      کلا آدم وقتی به خودش میاد می بینه هر کسی دربارش یه چیزی میگه حرصش در میاد خب. واقعا چه میشه کرد جز حرص خوردن و در نهایت بی تفاوت بودن😀
      ممنون بابت کامنت خوبت، شاد باشی و خودشکوفا دوست گلم

      1. شیرین جان ممنون از توجهت به کامنتهام و وبسایتم امیدوارم موثر و مفید باشم؛
        اول اینکه جمله ام رو که در حین نامه نگاری اداری و تلفن جواب دادن اداری داشتم اینجا تایپ می کردم اصلاح کنم:
        من تا حد زیادی نگاه جنسیتی (تقسیم بندی مردانه و زنانه) ندارم، (تایپ کردم دارم!)
        دوم اینکه هر چی سن و سالم بالاتر می ره خوشبختانه بیشتر به این می رسم که بذار هر کسی هر چی میخواد فکر کنه البته هنوز به ۱۰۰% نرسیدم به دلیل فرهنگی غالب جامعه و کشور اما برام روز به روز کم اهمیت تر میشه.
        تو هم تا جایی که به خودت و دیگران آسیب نزنی هر مدلی که مدل خودت هست باش و به قول معروف حالشو ببر که فقط یک بار فرصت زندگی داری. همیشه شاد باشی.

  2. آخی شیرین، صداتو : )
    خودم رو هلاک کردم تا موفق شدم، لپ‌تاپم رو به نابودیه، انقدر سعی کردم تا بالاخره تونستم صداتو بشنوم.
    چه حس خوبیه، اولین باره صداتو می‌شنوم. قیافه‌ام الان اون شکلیه که تو موقع دیدن عکس بچگیم بودی. : D

    1. لیلا جان اینجوری که گفتی آخی، دلم کباب شد برای خودم 😀
      می دونم کلی سکته زدم بینش و صدام هم تو دماغیه ولی چه میشه کرد پذیرفتم نقایصم رو و سخت نگرفتم، فقط خواستم آپلود کنم که اون حس خوبه برسه به دستت 😛
      هرچند به پای دکلمه های تو نمی رسه. زین پس اونها رو الگو قرار میدم و بیشتر تمرین می کنم.
      اون عکس خیلی خوب بود خداییش:)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *