این شبی که می گم شب نیست

صدای ناتیفیکیشن موبایلم که در اومد از پشت میز بلند شدم و رفتم ببینم کی چه پیامی فرستاده؟ به هرچیزی فکر می کردم جز اینکه یک دوست غیر ایرانی بخواد ترانه ای از یک خواننده ی پاپ لس آنجلسی(شهرام شب پره) رو برام بفرسته 🙂
آهنگ رو که دانلود کردم خندیدمو گوشیو وصل کردم به اسپیکر تا با یک ولوم قوی بشنومش. انصافا خیلی لذت داشت برام. نمیدونم شاید به خاطر بار نوستالژیکش باشه. شاید هم به خاطر اینکه می دیدم یک خارجی چطور جذب این آهنگ شده، برام جالب بود.
برای اطرافیانی که نق زدن های مداوم من رو درباره ی محتوای ترانه ها و آهنگ های دوزاریِ امروزه، شنیدن شاید کمی عجیب باشه که گاهی این ترانه ها رو(البته بیشتر قدیمی ها رو) می پسندم. نمی دونم درباره ی علت این علاقه چه میشه گفت، به هر چیزی میتونم ربطش بدم مثلا بندازم گردن نوستالژیک بودنش، جادوی کلمات، کمبود خواننده و ترانه سرای مرغوب یا عدم دسترسی من به اونها و یا هر چیز دیگه. به هر حال ظاهرا فعلا که ناراضی نیستم!
خلاصه؛ آهنگ رو که پلی کردم ابتدا به یاد فیلمای عروسی اوایل دهه هفتاد افتادم و کلی خاطرات بچگی برام زنده شد و بعدش به یاد یکی از ویدیوهای جلسات محسن نامجو که درباره ی این ترانه حرف زده بود. و این شد که حرفاش بیشتر به دلم نشست. نامجو در این ویدیو(که همزمان به زبان انگلیسی هم ترجمه میشه) میگه:
خواننده با قرار دادن ساده ی این کلمات، دنبال این نیست که معنی عمیقی رو به ما بگه، دنبال اینه که این حروف رو به زیبایی کنار هم بگذاره. و اون آدمایی که اونزمان با این آهنگ رقصیدن چه بخوان چه نخوان از این چیدمان شعر لذت بردن(فکر کنم بیشتر منظورش استفاده از آرایه ی تکرار(واژه ی شب)، در شاه بیت های موقوف المعانیِ این ترانه هست:)))) خودتون ببینید دیگه).
در پایان پیشنهادم اینه شما هم گوش بدید شاید دمی چند، لذت بردین همچون من:)

رونوشتی از شاه ابیات مورد نظر: این شبی که می گم شب نیست…اگه شبه مث اون شب نیست…امشب مث دیشب نیست…هیچ شبی مث امشب نیست
این هم ویدیوی تحلیل این ترانه که فکر می کنم یه تحلیل زبان شناختی هست، مطمئن نیستم:

2 دیدگاه برای “این شبی که می گم شب نیست

  1. فکر نمیکردم نامجو سخنرانی هم بکنه.
    چقد جالب.
    میدونین من فکر میکنم چیزی که این خواننده های قدیمی (قبل انقلاب منظورمه)، از اندی بگیر تا مرضیه، داشتن ایمان بوده. یعنی حتی شبپره (که دیگه ته مفهوم و عمق و اندیشس) وقتی داره این آهنگو میخونه، به شب ایمان داره، به شور و حالش ایمان داره، به قر ایمان داره. 🙂 نه مثل خواننده های امروزی محبوب نسل جوان که تنها هدفشون جلب توجه به وسیله ادا اطواره.
    منم یه موقعی یه مطلب درباره همین چیزا نوشته بودم:
    http://saram.blog.ir/post/shahram_shabpare
    از خوندن پست و این ویدیوی جالب لذت بردیم 🙂
    این که از غرغرهای مرسوم یه پله بریم بالاتر خوبه!

    1. سلام سارای عزیز
      اینکه نوشتی قدیمی ترها با شور و ایمان بیشتری میخوندن دیدگاه تازه ای بود برای من، ممنونم برای ثبتش در اینجا.
      درباره بالا رفتن از غرغر های مرسوم باهات موافقم، بعضی وقتا دیگه چاره ای نیست و خواه ناخواه حداقل بخشی از روزمرگی هاست که نمیشه ندید گرفت.
      پستت رو هم خوندم، دوستش داشتم و هم ذات پنداری کردم با یه جاهاییش 🙂 ممنون که لینکش رو گذاشتی. درباره جلسات نامجو هم اگه بخوای میتونی توی این کانال dafdaf_production@ دنبال کنی ویدیوهاش رو.
      شاد باشی و پاینده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *