اگر کاغذ نبود چه می کردم؟

عنوان این پست هیچ ارتباطی به نوشتن بر روی کاغذ و خواندن از روی کاغذ ندارد. نه. این بارنوشته ای در وصف این بسترِ مهربان واژه و نقش و نگار، نیست؛ اگرچه این مهربان بستر که با عطوفتی کم نظیر پذیرای هر نگارشی است -بی اعتنا به اینکه نگارنده کیست و چه می نگارد- شایسته ی توجه و قدردانی بیشتریست، ولیکن این متن از این جنبه، به ایشان ارتباطی ندارد.

ماجرا از آنجا شروع می شود که برای تعویض باتری تلفن همراه هوشمندم(علی رغم میل باطنی)، به موبایل فروشی مراجعه کردم. تست باتری جدید بر روی گوشی ناموفق بود و هیچ گونه علائم حیاتی از وی مشاهده نشد. ولی آقای فروشنده با کار گذاشتن یک تکه کاغذ کوچک و نازک در انتهای باتری، توانست گوشی را روشن کند.

میان نوشت ۱: کلا ماجرا من را رها نمی کند یا من ماجرا را، نمی دانم!

میان نوشت ۲: علی رغم میل باطنی، را بدین جهت به کار بردم که آن باتری معیوب، دستاویزی بود برای پاسخ به مواخذه کنندگانی که از خاموش بودن تلفن همراهم گلایه داشتند. حال آنکه شوربختانه این بهانه رفع شد.

القصه؛

درحالی که راهی خانه شده بودم، با خود فکر کردم: هه، با یک تکه کاغذ کوچک به دنیای ارتباطات دیجیتالی وصل شدم. پس از آنکه به خانه رسیدم پشت میز، روی صندلی ام نشستم، احساس کردم دسته صندلی کمی کج شده. بی آنکه نگاهی به آن بیندازم دستم را به سمت دسته صندلی بردم و سعی کردم آن را تنظیم کنم که ناگهان دستم به یک تکه کاغذ برخورد کرد.

بله. همچنان که ذهنم هنوز درگیر کاغذ و باتری بود، دست تقدیر تکه کاغذی دیگری را در دستم قرار داده بود. خندیدم، از آن خنده های صدادار و سکوت شکن. کاغذ رابیرون آوردم که تنظیمش کنم، تا بتوانم دسته کج شده صندلی را دوباره بر آن بنا کنم و در همین حین بیاد آوردم، به علت نوع خاصی از نشستنم بر روی صندلی، یکی از دسته هایش به مرور زمان کج شده بود و از تکه ای کاغذ برای تنظیم آن استفاده کرده بودم.

از سر کنجکاوی و خاطره بازی بیشتر، کاغذها را باز کردم تا محتوای آن را ببینم که دیدم محتوای کاغذ، یادداشت های سردستی ام برای مطالعه و تمرین های متمم و روزنوشته هاست. عجب حس خوبی بود، مسرتم دوچندان شد و تا دقایقی لبخنداز چهره ام محو نمی شد. به خصوص وقتی دیدم یادداشت هایم به مرور زمان و بر اثر فشار دسته صندلی، در صفحه مقابل نیزحک شده بودند. چنانکه در عکس مشاهده می شود ظاهرا سه موضوع مدلسازی، سوگیری و روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی را قصد داشته ام بخوانم.

ناگهان گویی در لحظه ی یادآوری کاغذ بازی هایم، دچار نوعی اشراق شدم و بیاد آوردم در چند جای مهم دیگر خانه نیز، این کاغذ به دادم رسیده و من، به کلی نادیده گرفته بودم چنین خدمتی را. راه افتادم در خانه و دیدم آنچه را تا کنون نمی دیدم از این مهربان کاغذ. (واقعا راه افتادما)

لابلای فیش های متصل به تلویزیون، زیر پایه یخچال، میان پره های دریچه کولر(برای تنظیم زاویه اش جهت جلوگیری از یخ زدنم)، روی شیشه های بعضی ازپنجره ها(برای تاریک تر شدن خانه)، لای در کمد میزم(برای وقتی که از دستم رها شد شترق به هم نخورد)، بین چهارچوب و زبانه قفل در اتاق(برای وقتی که در بسته بود تق و تق نکند)، بین در جعبه فیوز(این یکی کار برقکار بود)، همگی به تکه ای کاغذ بند بودند و من خود به چشم خویشتن دیدم که این همه جای مهم از خانه و زندگی خود را روی تکه های کاغذ بنا کرده بودم و خبر نداشتم!

🙂 و اما سخن بزرگانه: به نظرم می رسد بد نیست گاهی به کاغذهایی که درگذر زندگیمان، در اطراف خود جمع کرده ایم، دقت کنیم. شاید آن کاغذی که ارزشمندترینش می دانیم، بهتر است تا شود و لای درزی برود. و شاید بهتر باشد آن کاغذی را که فکر می کردیم به کارمان نمی آید، دوباره بگشاییم و آرامش ذهنمان را بر آن بنا کنیم(درست مثل همین عکس).

6+

2 دیدگاه برای “اگر کاغذ نبود چه می کردم؟

  1. سلام،
    من نظرم در مورد کاغذ اینه که ما شاید جزء آخرین نسلی باشیم که از ان استفاده می کنیم و نسل بعد و دو نسل بعد خیلی با کاغذ نامانوس باشد چمه همه چیز به عادته، یعنی شاید (البته به نظرم حتماً) آنها خواهند گفت عجب آدم هایی بودند درخت رو می بریدند و روش می نوشتند مثل ماها که به نسل قبل که نفت و یا چوب را می سوزاندند تا گرم شوند می خندیم. انها هم حتماً به ما خواهند خندید و خواهند گفت کتاب از روی کاغذ، یادداشت با کاغذ
    با تشکر از شما و مطالبتون

    1+

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    1. سلام محمد حسن عزیز،
      من هم تا حد زیادی باهاتون هم نظرم(البته حتما، ولی هنوز دلم نمی خواد کامل بپذیرم!) و فکر کنم با این حساب، از کاغذ نهایتا برای همین دست مواردی که بنده ذکر کردم استفاده بشه 🙂 .
      اگرچه برای نوشتن مطالب طولانی روی کاغذ معذبم و به لپتاپ عادت دارم ولی تا الان فکر اینکه دفترچه و برگه یادداشت رو از زندگیم از حذف کنم برام غیر ممکن بوده. تا الانم نتونستم با اپلیکیشن های یادداشت برداری ارتباط برقرار کنم، چندباری سعی کردم ولی نشد، اصلا دوستشون هم ندارم، کیبورد موبایل هم که عذابٌ الیمِ برام.
      تشکر از شما بابت کامنت خوبتون و البته وبلاگ کاربردی و آموزندتون

      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *